آذرباد در حاشیهی پاریس، در کمپ مهاجران غیرقانونی زندگی میکند. او با تسلطی که بر زبان فرانسه دارد به عنوان واسطهای میان مهاجران و نهادهای اداری، پزشکی و بیمهای فعالیت دارد. اما این نقش، باریست سنگین: ترجمهی حرف مردمانی که اغلب چیزی جز زخم و امید با خود نیاوردهاند. آذرباد ماهیت این بار را زیر سوال میبرد: «چرا باید مجبور باشد درد را، بیقراری و دلتنگی و استیصال را به زبانی دیگر ترجمه کند؟»
چاپ اول ۱۴۰۴
Enyoy your eBooks either on your Smartphone, Tablet or Desktop.